مرد پنجه طلا- هایپرکلابز

معصومه شوقي 8 سال پیش
مرد پنجه طلا- هایپرکلابز هایپرکلابز :

عبدالله اسکندری طراح باسابقه و چیره دست گریم کارنامه قابل دفاع و پر و پیمانی دارد. گریم های تحسین برانگیز «شاهگوش » تازه ترین شاهد هنرنمایی او است. روایت اسکندری از این تجربه را بخوانید.
استاد اسکندری تا به کنون طراحی چهره حدود 200 پروژه سینمایی و تلویزیونی در ایران را برعهده داشته که از جمله آنها می توان به هزاردستان، مثل آباد، گوزن‌ها، کندو، سایه‌های بلند باد، دست فروش به بانو، ناصرالدین شاه آکتور سینما، روز واقعه، بازمانده، ساحره، آدم برفی، دلشدگان، مادر، مسافر ری شاهگوش و ... اشاره کرد. او در سال 1999 میلادی از سوی مجله معتبر چهره پردازی Make-up artist، در زمره 10 طراح مهم جهان قرار گرفت.

چگونگی همکاری با «شاهگوش»
یك روز آقای میرباقری من را صدا كرد و گفت می خواهم سریالی برای شبكه خانگی بسازم. یك مقداری از داستانش را خواند و گفت چطور است؟ دیدم خیلی خوب است ؛ به دلیل این كه جامعه به شادی و تبسم نیاز دارد. بعد هم كه رفتیم و كار را شروع كردیم . بار دوم كه خدمت آقای میرباقری رسیدم محسن تنابنده هم آن جا بود. گفت قصد دارم این كار را با یك نفر انجام دهم یعنی یك بازیگر نقش همه متهم را بازی كند. استقبال كردم چون خیلی جالب است كه آدم چهره یك نفر را به 10 شكل مختلف گریم كند. آقای تنابنده هم خیلی مشتاق بود. وقتی رفتیم توی كار مشكلاتی وجود داشت كه اجازه نداد این اتفاق رخ بدهد.

حاجی طلایی این گونه شکل گرفت
همیشه دوست داشتم یك آخوندی درست كنم كه در بچگی دیده بودم؛ یعنی یك پیرمرد دوست داشتنی و خوشرو. این تصویر از قدیم كه هر ماه چند روضه خوان به خانه ما می آمدند و روضه می خواندند در ذهنم مانده. یكی از روضه خوان ها آخوندی خوش رو بود كه خیلی او را دوست داشتم. وقتی حاجی طلایی را طراحی كردم چند نفری كه دیدند گفتند این آخوند چقدر دوست داشتنی است. برای كاراكتر اسفندیار مجبور هم می خواستم یك قاضی خاص نشان دهم. او آدم دو رویی است ؛سعی كرم ریایی كه دارد در صورتش بیاورم .دندان زردش هم به خاطر تریاكی بودن است .خواستم این گونه او را با قاضیانی خوب و درستكار تفكیك بدهم.

گریم «شاهگوش» با امکانات روز
چون همیشه دوست دارم در این شغل تر و تازه باشم همان اول سریال پسرم كه در آمریكا گریم می خواند ، كلی وسیله كه هنوز به ایران نیامده ، برایم فرستاد. بنابراین كاری كه انجام دادم با متریال نویی بود و بالطبع این برایم نسبت به كارهایی كه 10 سال پیش انجام داده ام خیلی جذاب تر است. همیشه می گویم مسولان وسیله گریم وارد كنند و به گریمور ها بفروشند نه این كه صدقه سر بدهند. فكر كنند گریم هم یك حرفه است. یك نفر سال ها زحمت كشیده ولی حالا وسیله نیست كار كند. من برای خودم نمی خواهم چون بعد از چهل سال كار یاد گرفته ام چطوری مواد لازم را تهیه كنم ولی این جوان ها چطور كار كنند؟ خب مجبور است با همین چیزهای دم دستی كار كند و پیشرفت نمی كند. وقتی هم می گوییم گریم، ذهن مسولان به سمت آرایشگر می رود. فكر می كنند اگر وسیله نخرند آن ها كاری نمی كنند درصورتی كه الان در منوچهری صد تا مغازه پیدا می كنی كه وسیله آرایش می فروشند ولی گریم كه یك هنر است حتی یك دكه هم ندارد.

یكی از روضه خوان ها که قدیم به خانه مان می آمد آخوندی خوش رو بود كه خیلی او را دوست داشتم. وقتی حاجی طلایی را طراحی كردم چند نفری كه دیدند گفتند این آخوند چقدر دوست داشتنی است.
هم کارهایم را دوست دارم
هم کارهایم را دوست دارم. ولی خوب گریم معتادی که در گوزن ها طراحی کردم خیلی دوست دارم. چون آن زمان نوجوان بودم و این فیلم اولین فیلمم بود، هنوز هم از به یادآوری آن لذت می‌برم. برایم مثل بچه اول است. البته خیلی هم درست از آب درآمد. با آن فیلم و آن فضا خیلی همخوان شد.از آن بیشتر از گریم اکبر عبدی در فیلم مادر به کارگردانی مرحوم علی حاتمی لذت بردم. هیچ وقت از دیدنش از خودم انتقاد نمی‌کنم. گاهی آدم کاری را می‌کند و می‌گوید کاشکی این کار را هم می‌کردم. مثلا ابرویش کمی فرق داشت. ولی این گریم به نظرم در سال‌های فعالیتم در بعد از انقلاب بی نقص‌ترین کارم است. واقعا بعد از آن هنوز هم که فیلم را می‌بینم آن را بدون نقص می‌بینم.

همیشه كنجكاوم
هیچ وقت قانع نیستم و همیشه كنجكاوم. پسر من (بابك اسكندری) 10 سال این جا كار می كرد كه از شاخص ترین كارهایش «سیزده 59 »‌ و« آشپزباشی» بود ولی برای این كه گریم را تجربی یاد گرفته بود خواستم كلاسیك یاد بگیرد از جیبم هزینه كردم و رفت امریكا درس خواند. حالا هم به نفع خودش است هم من كه از اطلاعات روز عقب نمی افتم. برای همین در كاری مثل «شاهگوش» كه كار می كنم 10 تا جوان هم یاد می گیرند. پس تكنیك روز را می آوریم ولی وسیله می خواهد .یك دلسوز باید فكری كند وسیله گریم بیاورد و بفروشد. ما هیچ چیز از فرنگی ها كم نداریم. صادق هاتفی چند وقت پیش برای ثبت نام پسرش رفت آمریكا تماس گرفت گفت عكسم (گریم والتر والت در سریال جاده قدیم )را نشان دادم.كلی تعجب كردند و گفتند این كار چه كسی است؟ چطور این كار را كرده؟



نظر عبدالله اسكندری درباره شاهگوش
وقتی آدم كاری را شروع می كند مانع های سر راه را نمی بیند. یا اگر هم ببیند مجبور است زیر فشار ها و شرایط شروع كند. بعد هم می بینی وسط كار گیر كرده ای و باید تمامش كنی . منظورم «شاهگوش» نیست خیلی كم كار دیده ام كه همه چیزش از اول حساب شده و دقیق باشد. در فرنگ سال ها است از استوری بورد استفاده می كنند ، كدامیك از فیلم های ما استوری بورد دارند.من تا الان در فیلم و سریال هایی كه كار كرده ام هیچ كدام استوری بورد نداشته اند جز «دایی جان ناپلئون». درباره نکات فنی «شاهگوش» منتقدان باید جواب بدهند.

معجزه آینه
وقتی هنرپیشه جلوم من می نشیند اول با او درباره نقش حرف می زنم. او چیزهایی كه می گوید از زاویه بازیگری است من هم از نظر ساخت آن شخصیت ها به آن نگاه می كنم. وقتی گریمش دارد قوام می آید ، خودش را در آینه نگاه می كند و با نگاهش نقش را بازی می كند. من هم گریم را به همان سمت می برم .وقتی گریم كامل می شود هم هنرپیشه خیلی از چیزها را پیدا می كند ، هم من از حركات او خیلی چیزها دستگیرم می شود. آینه واقعا معجزه می كند. مثل یك ورزشكار كه قبل از مسابقه خودش را گرم می كند تا بدنش موقع بازی آماده باشد و كمتر صدمه بخورد. من بارها به این معجزه آینه برخورده ام و همیشه آقای انتظامی را مثل می زنم. یك روز سر كار «هزار دستان» قرار بود فقط صدایش ضبط شود . گفت من امروز گریم نمی كنم دل تان بسوزد. (باخنده) نیم ساعت بعد آمد و گفت :«عبد یك كم من را گریم كن.» اول فكر كردم شوخی می كند . گفت یك تیكه از صدای دیروز خراب شده و می خواهیم از نو ضبط كنیم هر كاری می كنم نمی توانم صحبت كنم. گریمش كردم . رفت و بلافاصله در برداشت دوم دیالوگش را گفت. این همان معجزه آینه است. متاسفانه بعضی هنرپیشه ها زیر دست ما می خوابند. برای من مهم نیست ولی فكر می كنم او مثل ورزشكاری است كه گرم نكرده وارد مسابقه می شود.

متاسفانه وسایل گریم وارد نمی شود؛ مسولان گریم و آرایش را یکی می دانند برای همین حمایتی نمی کنند. الان در منوچهری صد تا مغازه پیدا می كنی كه وسیله آرایش می فروشند ولی گریم كه یك هنر است حتی یك دكه هم ندارد.
فصل سوپراستار ها گذشته
یك مقطعی سوپر استار مد می شود؛ یعنی آدم خوش هیكل و خوش قیافه برای فروش فیلم كافی است. این كم كم مردم را خسته می كند. ذائقه ها نم نم می آید به سمت كسی كه «بازیگر» است. حالا قد و قواره و چشم رنگی اصلا مهم نیست؛توان بازیگری مهم است. یكی دوسال است سوپر استارهای سینمای ما به حاشیه رفته اند و مردم بازیگر را دوست دارند.برای همین مردم محسن تنابنده ،‌احمد مهران فر، هادی كاظمی ، حمید رضا آذرنگ و .... را دوست دارند. بازیگر هم تن می دهد به گریم اما سوپر استار می خواهد شكل خودش را تحمیل كند. چون بازیگر نیست می ترسد شكلش عوض شود . احساس می كند این شكل است كه می فروشد و اگر شما به او دست بزنید حالش بد می شود. من به این ها می گویم عكس . تا بخواهیم گریمش كنیم این قدر واکنش منفی نشان می دهند كه اصلا دریچه ذهنم بسته می شود.

منبع :http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=284205

ارسال مطلب به هایپرکلابز

انتخاب كلوب :  
نوع مطلب :
ارسال مطلب

سایر مطالب از معصومه شوقي

منتظر رامبد و جناب خان باشید!
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
جواد یحیوی: در حق پسرم کوتاهی کردم!
تصویری از نیکی کریمی در جشنواره‌ی ونیز
بهرام رادان: شانه خالي كردن در مرامم نيست (قسمت دوم)
بهرام رادان: شانه خالي كردن در مرامم نيست (قسمت اول)
گریم سخت مهدی پاکدل و دیگر بازیگران فیلم محمد رسول الله
ایرج کریمی منتقد سینما درگذشت
وقتی استفاده از پروتز، پرویز پرستویی را جوان کرد
هدیه تهرانی؛ از اوج درخشش تا خاموشی
عاشقانه‌ی "در دنیای تو ساعت چند است" در صدر فروش‌ بیپ‌تونز
حسین محب اهری از مبارزه با سرطان می گوید
تئاتر‌هایی که توقیف شده‌اند
بیوگرافی ندا مقصودی
جناب‌خان کیست؟/ گفتگوی خواندنی با صدا پیشه عروسک جناب خان
فرهاد آئیش بازیگر فیلم تازه مانی حقیقی شد
خاطره طنز ملیکا شریفی نیا از مادرش، هنگامی که در ترافیک گیر کردند
ساره بیات و رعنا آزادی ور از محمد رسول الله چه گفتند؟
کارگردان «جیغ» درگذشت
لباس متفاوت و زیبای محمد علیزاده در کنسرت اش