فلسفه جهان را تلسکوپی می‌بیند؛ ادبیات میکروسکوپی- هایپرکلابز

معین خواجه 8 سال پیش
فلسفه جهان را تلسکوپی می‌بیند؛ ادبیات میکروسکوپی- هایپرکلابز هایپرکلابز :

در نشست نقد و بررسی رمان « قطار شبانه لیسبون» عنوان شد؛
فلسفه جهان را تلسکوپی می‌بیند؛ ادبیات میکروسکوپی
گروه هنر- آرش شفاعی:نشست نقد و بررسی رمان « قطار شبانه لیسبون» که هفته گذشته در شهرکتاب مرکزی برگزار شد؛ به محلی برای چالش درخصوص رابطه میان ادبیات و فلسفه بدل شد.
به گزارش خبرنگار ما در این نشست مهشید میرمعزی مترجم اثر، در خصوص ویژگی‌های کتاب سخن گفت و با اشاره به اینکه به دلایلی چاپ کتاب را چند سالی به تاخیر انداخته تا «شیر بی یال و دم و اشکم نشود» گفت: ترجمه اثر لذتبخش بود، با آن گریه کردم و پیش رفتم و آرزو می‌کردم بتوانم این لذتبخشی را به خواننده نیز منتقل کنم.
سعید فیروزآبادی استاد دانشگاه نیز در این نشست با بیان ویژگی‌های خاص این کتاب و نویسنده آن پاسکال مرسیه، گفت: نویسنده در این اثر تقریباً از تمامی امکانات متن استفاده کرده است و مترجم نیز به این مساله توجه داشته است چنانکه اگر جملات ایتالیک شده کتاب، سطح زبانی مجزایی را تشکیل می‌دهد و گزین گونه هایی است که فرم خاصی به اثر می‌بخشد.با نویسنده ای روبروییم که هم تعلیق را می‌شناسد، هم سطوح مختلف روایت را و هم به خواننده باج نمی‌دهد.

آرزوی اصفهان
وی با اشاره به اهمیت زمان و مکان در اثر به نقش برجسته‌ای که اصفهان به عنوان یک شهر خیال انگیز شرقی در داستان دارد، افزود: در این کتاب با قهرمانی روبروییم که در جوانی قرار بوده به عنوان معلم سرخانه فرزندان یک تاجر سوئیسی به اصفهان برود اما از این سفر صرف نظر کرده و این سفر واقعی برای او به سفری خیالی بدل شده است.
فیروزآبادی با اشاره به نقل قولی از میشل فوکو درباره«دگرستان»‌ها که جاهایی در حاشیه مکان‌های دیگرند و در آن‌ها روابط دیگری برقرار است گفت: در این داستان نیز لیسبون در برابر اصفهان قرار می‌گیرد و با توجه به لایه‌های مختلف اثر می‌توان آن را بازخوانی کرد.


جستجوی انسان به دنبال خود
اما سومین منتقدی که در این نشست سخن گفت، بلقیس سلیمانی بود که در سخنانی مشروح به رابطه میان ادبیات و فلسفه از دوران فلسفه یونان تا به امروز پرداخت.وی با اشاره به اینکه پرسش‌های پیش روی قهرمان داستان از جنس سوالاتی است که فیلسوفان اگزیستانسیالیست مطرح کرده اند، گفت: از نخستین رمان یعنی دن کیشوت، جست و جوی انسان به دنبال خود است که باعث می‌شود شخصیت اصلی زندگی روزمره را کنار بزند و در پی ماجرا روانه شود.
به گفته این رمان نویس و منتقد، فرم سفر نیز در بسیاری از رمان‌ها برای نشان دادن حرکت قهرمان داستان برای پاسخگویی به این پرسش‌های بنیادین، استفاده شده است و در این کتاب نیز شاهد سفر قهرمان داستان هستیم.
وی با طرح این پرسش که آیا در قطار شبانه لیسبون با رمانی فلسفی روبروییم، به تاریخچه ارتباط میان فیلسوفان و ادیبان از دورانی پرداخت که افلاطون از یک سو شاعران را از مدینه فاضله اش بیرون کرد و از سویی دیگر خود در رسالاتش از ادبیات و شگردهای ادبی استفاده کرد.
سلیمانی با اشاره به این که پدیدار شناسی و اگزیستانسیالیسم بر زیست جهان یعنی نسبت انسان با جهان بیرون بررسی می‌کنند، این مساله را زمینه خوبی برای ادبیات که برای بررسی انسان در موقعیت‌های مختلف به وجود آمده دانست.
وی افزود: فلسفه جهان را تلسکوپی می‌بیند اما ادبیات میکروسکوپی؛ در جهان امروز رمان در حال نزدیک شدن به فلسفه است و به همین دلیل ما شاهد سه رویکرد به فلسفه در ادبیات هستیم، یکی بیان فلسفه از طریق ادبیات مانند رمان دنیای سوفی؛ یکی انعکاس فلسفه در ادبیات مانند قطار شبانه لیسبون و دیگری رویکردی که نویسنده حتی بدون دانستن نظربه‌های فلسفی، خود نظری فلسفی ارائه دهد.
وی با اشاره به مخالفت خود با شیوه نگارش این رمان گفت: در آثار شکسپیر ما شاهدیم که شکاکیت به عنوان یک نگره فلسفی متعلق به دوران زندگی نویسنده به خواننده منتقل می‌شود اما این نگره خود را بالا نمی کشد و ما را آزار نمی دهد اما در این گونه آثار شاهدیم رویکرد فلسفی بر ادبیات غلبه کرده و خواننده را می‌آزارد.
میرمعزی مترجم کتاب نیز در سخنانی کوتاه ضمن مخالفت با دیدگاه‌های بلقیس سلیمانی گفت: داستان تنها برای سرگرم کردن نیست بلکه باید ما را به اندیشیدن وادار کند و قطار شبانه لیسبون چنین کتابی است.

منبع :http://qudsonline.ir/NSite/FullStory/News/?Id=1567...
7 نفر این را می پسندند
مشاهده 1 دنبال کننده
در حال نمایش 1 دیدگاه از 1 دیدگاه
FaTiiiiiiiiiima (*_*) FaTiiiiiiiiiima (*_*) جالب بود. مرسی.
8 سال پیش
1 

ارسال مطلب به هایپرکلابز

انتخاب كلوب :  
نوع مطلب :
ارسال مطلب