مهربانتر از این باشیدتا.....- هایپرکلابز

راحله ... 8 سال پیش
مهربانتر از این باشیدتا.....- هایپرکلابز هایپرکلابز :

يكي از مهم ترين تدابيري که در تربيت کودک بايد در نظر داشت، اين است که بايد با کودک راه رفاقت، نرم خويي و ملاطفت را در پيش گرفت، نه خشونت و سخت گيري.
در تربيت بايد کاري کرد که کودک با ميل و رغبت و شوق ، پذيراي تربيت و آنچه مربي مي خواهد، بشود نه اين که کاري کنيم که کودک از مربي و والدين رميده شود.
قرآن کريم به اين حقيقت در امر تربيت تصريح مي کند:
«فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظّاً غليظ القلب لا نفضّوا من حولک؛/ آل عمران، آيه 159.
به برکت رحمت الهي با آن ها نرم و مهربان شدي و اگر خشن و درشت خو بودي، از اطراف تو پراکنده مي شدند».
اين آيه به صراحت مي گويد: از عوامل مهم در تربيت ، رفاقت و نرم خويي در برابر خشونت و درشت خويي است.
اي پيامبر، اگر بخواهي مشرکان را هدايت و تربيت کني، بايد به گونه اي برخورد کني که به سخن تو گوش دهند تا پذيراي آن شوند. اگر به گونه اي عمل کني که حاضر به گوش دادن سخن تو نشوند ، چگونه مي خواهي به حق بودن آن پي ببرند؟
مقتضاي طبع انساني چنين است که در برابر نرمي و محبت و ملاطفت سر فرود مي آورد و در برابر خشونت و سخت گيري سرباز مي زند.
بنابراين، کودکان اگر نگوييم اين صفت درآن ها بيش از بزرگ سالان است (چون ضعيف ترند و توان برخورد را در خود نمي بينند)، دست کم با ديگران در اين ويژگي مساوي اند. بنابراين، پيامبر و ائمه، هم با بزرگ سالان روش هاي نرم و ملايم را در پيش مي گرفتند و هم با کودکان.
انس بن مالک مي گويد:
روزي رسول خدا مرا براي کاري فرستاد و من گفتم: نمي روم. هر چند در نظر داشتم که بروم. به همين سبب اندکي بعد روانه ي اجراي آن کار شدم. در بين راه به کودکاني که در بازار مشغول بازي بودند ، برخوردم و به تماشاي آن ها ايستادم. ناگاه رسول خدا از پشت دست بر گردنم گذاشت. به او نگريستم، ديدم مي خندد. سپس فرمود: انس، آن جا که گفتم رفتي؟ گفتم مي روم، و سپس روانه شدم»./ ابوزهره، محمد؛ خاتم پيامبران؛ ترجمه حسن صابري، ج 1، ص 362.
اين، برخورد پيامبر با خطاهاي عمدي است. بسياري از اوقات از خطاهاي سهوي کودکان و فرزندان خويش ، سخت برآشفته مي شويم و با آن ها برخورد تندي داريم، حال آن که پيامبر حتي در برابر تخلف عمدي با نرمي و ملاطفت برخورد مي کردند.
پيامبر فرمود: «خدا رحمت کند پدر و مادري را که فرزند خود را بر نيکي ياري کنند! راوي مي گويد: پرسيدم چگونه او را بر نيکي ياري کنند؟ فرمود: آنچه انجام داده، از او بپذيرند و از آنچه انجام نداده، درگذرند و بر او تکليف بيش از توان نکنند و سخت نگيرند».(/ الکافي؛ ج 1، ص 50.
اصولاً اسلام به نرم خويي سفارش بسياركرده و تندخويي را نهي كرده است به گونه اي که برخي روايات، رفق را «رأس الحکمة»/ قال رسول الله(ص): الرفق رأس الحکمة ... (بحار الانوار؛ ج 75، ص 352).ناميده اند.
در روايتي پيامبر فرمود: « اگر رفق به صورت مخلوقي در مي آمد، مي ديدي که در ميان مخلوقات خداي عز و جل، زيباتر از آن نيست»./ عن ابي جعفر(ع) قال: قال رسول الله(ص): لو کان الرفق خلقاً يري ما کان مما خلق الله عز و جل شيء احسن منه (همان؛ ص 64).
بنابراين، رفق و نرمي در هر کاري خوب و در تربيت ضروري است. اما در تربيت کودکان با توجه به ضعف و ناتواني آنان و اهميت تربيت شان، اهميت بسيار بيش تري دارد ، به طوري که مي توان ادعا کرد بدون آن، تربيت درستي شکل نخواهد گرفت.

لزوم رعایت حد اعتدلال در محبّت به کودکان
در انجام مهرورزی نسبت به فرزندان و ابراز محبّت به ایشان در پیش گرفتن هر دو حدّ افراط و تفریط خسارت بار است.
از سویی تفریط در این مسئله و بی­توجّهی به نیاز اصیل کودک نسبت به محبّت والدین، پیامدهایی سوئی را بر تن و روان کودک برجای می­گذارد. عدم توجه عاطفی به کودکان، روحیه‌ی مقاوت ایشان در مقابل خواسته­های دیگران را کاهش داده وباعث می­شود تا به خاطر جلب محبّت دیگران، به خواست آنها تن دهند و در مقابل آن تسلیم شوند. علاوه بر آن، این بی توجّهی باعث تشدید حالت پرخاشگری و نیز تقویت روحیه‌ی خیالبافی و انزوا و در خود فرورفتن کودکان می­شود.
امّا از سوئی دیگر افراط در این زمینه نیز نتایج سوئی را به همراه خواهد داشت که شاید تبعات آن کمتر از کوتاهی در امر محبّت نباشد.
آنان که در مهر و نوازش فرزندان افراط می­کنند و در مقابل خواسته­های نامعقول ایشان سر تسلیم فرود می­آورند، حسّ خود پسندی را در کودکان خود تقویت می­کنند و روحیه‌ی ایستادگی و مقاومت در مقابل ناملایمات زندگی و برآورده نشدن حوائجان از سوی دیگران را تضعیف می­کنند.
امام باقر علیه السلام در این زمینه می­فرماید:«بدترین پدران کسانی هستند که در نیکی و محبّت نسبت به فرزندان، از حدّ آن تجاوز می­کنند و به زیاده و افراط کشیده می­شوند و بدترین فرزندان کسانی هستند که تقصیر و کوتاهی در انجام وظایف، آنها را به سرپیچی از والدین بکشاند».
همانگونه که در این روایت مشاهده می­شود، مسئله‌ی افراط در محبّت و مسئله‌ی تقصیر در انجام مسئولیّت به دنبال هم بیان شده و شاید از این جهت بتوان رابطه­ای منطقی بین آن برقرار کرد. بر این اساس می­توان حسّ مسئولیّـت پذیری را به عنوان حدّی برای ابراز محبّت به کودکان قلمداد کرد.
حفظ رابطه‌ی عاطفی با کودک تا زمانی جائز است که وی از انجام مسئولیّت­ها و وظایف خویش شانه خالی نکند و الّا اگر پدر و مادر فرزند خویش را در انجام تعهدّاتش، بی مبالات یافتند، هرگونه تساهل و تسامح در این زمینه، با تربیت صحیح فرزندان سازگار نیست. بلکه والدین وظیفه دارند با تغییر روش و ابراز ناراحتی خود، به کودک خویش این مطلب را تفهیم کنند، که محبّت آنها نیز مطلق و بدون ضابطه نبوده و در صورت اصرار کودک بر انجام کارهای ناشایست و شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیّت­های ادامه نخواهد یافت.
در نوشتار کوتاه در پی آن بودیم تا به نقش تربیتی و اهمیّت حیاتی محبّت والدین نسبت به فرزندان اشاره داشته باشیم و این نکته را گوشتزد کنیم که فرزندان علاوه بر نیازهای جسمانی، نیازهای روانی مهمتری نیز دارند که هر یک والدین باید خود را نسبت به آنها مسئول بداند. از جمله مهمترین این نیازها، نیاز به محبّت و ابراز عاطفه توسّط والدین است. والدین باید محبّت و علاقه‌ی قلبی خود به فرزندان را بر زبان آورده و به آنها نشان دهند تا از این طریق روح تشنه‌ی آنها را از محبّت خویش سیراب کرده و خانواده را به محیط امنی برای تبلور این میل پاک تبدیل سازند. عدم توجه به این مهّم، روح کودکان و نوجوانان را در مقابل ابراز محبّت­های کاذب شکننده کرده و آنها را در مقابل خواسته­های دیگران متزلزل می­سازد. ضمن اینکه ضروری است تا در این مسیر از هرگونه افراط و محبّت غیرضابطه مندی که روحیّه‌ی مسئولیّت­پذیری نوجوانان را تضعیف می­کند، پرهیز نمود.

منبع :http://www.sedayeqazvin.ir/Pages/BlogNews-%D9%85%D...
16 نفر این را می پسندند
مشاهده 0 دنبال کننده
در حال نمایش 2 دیدگاه از 2 دیدگاه
امير مهدی امير مهدی لايكههههههههههه
8 سال پیش
حسین  فلاح حسین فلاح rose applause rose
8 سال پیش
1 

ارسال مطلب به هایپرکلابز

انتخاب كلوب :  
نوع مطلب :
ارسال مطلب