چه عواملی باعث بروز کودک آزاری می شوند؟ - هایپرکلابز

M* Razaghi 6 سال پیش
چه عواملی باعث بروز کودک آزاری می شوند؟ - هایپرکلابز هایپرکلابز :

عوامل متعددی در بروز کودک آزاری دخالت دارند؛ اما مهم ترین عامل کودک آزاری «خشم» است. انسان ها به دلایل مختلف خشمگین می شوند، که باید به نحوی با آن کنار بیایند. اما اغلب والدین به دلیل این که روش صحیح تخلیه یا مهار کردن خشم خود را بلد نیستند، آن را سر فرزندان شان خالی می کنند.
عوامل دیگر کودک آزاری را مسائل خانوادگی مثل وضعیت روانی و شخصیتی والدین، مشکلات اقتصادی، درگیری های خانوادگی، اعتیاد، تک سرپرستی، تعداد زیاد فرزندان، ناخواسته بودن کودک و بسیاری عوامل دیگر تشکیل می دهند. مشکلات خود کودکان، مثل مسائل جسمی و روانی آنان نیز باعث می شود والدین و مراقبین کودک به آنان بی توجهی کنند یا آن ها را مورد تنبیه بدنی قرار بدهند.
مشکلات شخصیتی والدین از مهم ترین عوامل کودک آزاری هستند. آسیب های ابتلا به اختلال شخصیت گاهی حتی از اعتیاد هم بیش تر است. در مواردی می توان اعتیاد را درمان کرد اما درمان اختلالات شخصیت بسیار مشکل و زمان بر است، و اغلب افراد مبتلا، به دلیل این که مشکل خود را نمی پذیرند و حاضر به قبول درمان نیستند، اصلاً درمان نمی شوند و این مشکل در طول زندگی و تا آخر عمر، در آنان وجود دارد. اطرافیان، مخصوصاً همسر و فرزندان این افراد مجبورند چنین وضعیت سختی را تحمل کنند و طبیعتاً در این مسیر آسیب های فراوانی به آنان وارد می شود.
یکی دیگر از دلایل مهم کودک آزاری جسمی توسط والدین این است که احتمالاً آنان در دوران کودکی، قربانی خشونت والدین خود بوده اند و تنبیه بدنی می شده اند. در نتیجه این رفتار را فرا گرفته اند و در مورد کودکان خود نیز اعمال می کنند. یعنی چون والدین آن ها از تنبیه بدنی به عنوان یک روش تربیتی معمول استفاده می کرده اند، آن ها هم به دلیل عدم آگاهی از راه کارهای نوین تربیتی، از همان روش برای پرورش و مهار فرزندان خود استفاده می کنند؛ و با این که خودشان وقتی تنبیه بدنی می شده اند احساس تحقیر، شرمندگی، درماندگی، استیصال و بی پناهی می کرده اند و از آن متنفر بوده اند، اما با فرزندان خود نیز به همین روش غلط رفتار می کنند.
از جمله عوامل مهم دیگر کودک آزاری می توان به وجود سابقه ی بیماری روانی یا جسمی در والدین، اعتیاد و ناتوانی در نگهداری و مراقبت از کودکان، هم چنین تک سرپرستی و بارداری ناخواسته اشاره کرد. مادری که به هر دلیلی مجبور است به تنهایی سرپرستی فرزندش را به عهده بگیرد، تحت فشارهای روانی و اجتماعی فراوان قرار می گیرد و ممکن است نتواند به نیازهای کودک به شکل مناسبی رسیدگی کند یا حتی ممکن است در اثر خشم و عصبانیت، فرزند خود را تنبیه بدنی کند.
معمولاً کودکان نارس، عقب مانده ی ذهنی، معلول جسمی، پرتحرک و بیش فعال و هم چنین کودکانی که بهانه گیر و لجباز هستند و بیش از حد گریه می کنند، بیش تر از کودکان عادی مورد آزار جسمی قرار می گیرند. علاوه بر آن کودکان نامشروع و ناخواسته، یا کودکانی که جنسیت شان دل خواه والدین و خانواده نیست یا دچار شب ادراری یا عدم توانایی در نگه داشتن مدفوع هستند نیز در معرض رفتار نامناسب والدین و کودک آزاری جسمی قرار دارند.
کودکانی که به انواع ناتوانی های ذهنی و جسمی دچار هستند، به دلیل این که احتیاجات زیادی دارند و نمی توانند به درستی از خود محافظت کنند، به توجه و مراقبت زیادی نیاز دارند و گاهی وجودشان باعث شرمندگی والدین می شود. این مسئله در درازمدت والدین را خسته و فرسوده می کند. در این وضعیت اگر والدین گرفتاری های دیگری هم، مثل مشکلات اقتصادی یا اختلالات روانی و شخصیتی داشته باشند، ممکن است مرتکب کودک آزاری شوند.
والدینی که کودک شان معلول جسمی و ذهنی است، معمولاً از داشتن چنین فرزندی راضی نیستند، گاهی او را نمی خواهند و فرزند خود نمی دانند، و دایم فکر می کنند که «چرا بچه ی من باید یک چنین مشکلی داشته باشد؟» والدین بسیاری از کودکان مبتلا به اوتیسم، از هوش و تحصیلات بسیار بالایی برخوردارند. طبیعتاً چنین والدینی توقع دارند که فرزند سالم و توانمندی داشته باشند که مانند خودشان از بهره هوشی بالایی برخوردار باشد، اما فرزندشان نه تنها این توقع و
انتظار را برآورده نمی کند، بلکه از یک کودک عادی هم توانایی کم تری دارد. این مسئله باعث ایجاد نارضایتی و در نهایت خشم در والدین می شود، خشمی که گاهی خود را به صورت رفتارهای تند یا بی توجهی نسبت به کودک نشان می دهد.
البته گاهی والدین خشم خود را به صورت «بیش تیماری»، یعنی توجه بیش از حد به کودک، بروز می دهند که نوعی کودک آزاری عاطفی محسوب می شود و عوارض خاص خودش را دارد. بیش تیماری جلو رشد اجتماعی کودک را می گیرد، مشکل دیگری را بر مشکلات کودک اضافه می کند و توانایی او را برای کسب مهارت های سازگاری و ارتباطی با شبکه ی اجتماعی، کم می کند.
در روان پزشکی، کودکان شیرخوار بر اساس 9 ویژگی مزاجی یا سرشتی، به سه دسته ی «راحت»، «دشوار» و «مخلوط» تقسیم می شوند.

کودکان راحت:
(که 40 درصد کودکان را تشکیل می دهند) خوش خلق و با تحرک عادی هستند، رفتارهای منظم و قابل پیش بینی دارند و نسبت به محرک ها واکنش معمولی نشان می دهند. سرپرستی و مراقبت از آن ها انرژی زیادی از والدین نمی گیرد، تربیت و مدیریت رفتار آن ها آسان است و اگر اتفاق خاصی در زندگی آن ها پیش نیاید، شاید دچار هیچ مشکل روان شناختی نشوند و گاهی تا آخر عمر نیازی به مراجعه به روان درمانگر پیدا نمی کنند.

کودکان دشوار:
(که 10 درصد کودکان را تشکیل می دهند) زیاد گریه می کنند، به شدت بی قرار هستند، تحرک شان زیاد است و الگوی خواب منظمی ندارند، نسبت به محرک هایی مانند نور، صدا و افراد غریبه به شدت عکس العمل نشان می دهند، انطباق آن ها به محیط های جدید مانند مهد کودک زمانِ زیادی می برد و آشفتگی های رفتاری زیادی نشان می دهند و قشقرق به پا می کنند.
کودکان دشوار و بیش فعال معمولاً مورد انواع کودک آزاری از جمله آزار جسمی، و کودکان راحت بیش تر مورد غفلت و بی توجهی قرار می گیرند.
وجود برخی ویژگی ها در خانواده، خطر کودک آزاری جسمی را بیش تر می کند که از آن جمله می توان به وضعیت اجتماعی و اقتصادی پایین، پرجمعیت بودن خانواده، بروز استرس های حاد و وجود سابقه ی اعتیاد، خشونت و اقدام به کودک آزاری در والدین و اقوام، و هم چنین منزوی بودن خانواده در اجتماع اشاره کرد.
مسائل اقتصادی و اجتماعی مثل فقر، اعتیاد، پایین بودن سطح تحصیلات، ناتوانی در محافظت از کودک و بسیاری عوامل دیگر باعث می شوند که والدین و مراقبین، نتوانند به طرز شایسته ای به کودکان خود توجه نشان دهند و نیازهای آنان را برآورده کنند، و گاهی به دلیل ناراحتی از این که نمی توانند آن طور که باید، به کودک خود رسیدگی کنند و کاری هم از دست شان برنمی آید، یا حتی به دلیل این که آن کودک را مسبب همه ی مشکلات خود می دانند، دچار خشم می شوند، او را کتک می زنند و مورد آزار قرار می دهند.
برخی ویژگی های جامعه و اجتماع نیز کودک آزاری را زیاد می کنند. عدم وجود قوانین مربوط به مراقبت و حمایت از کودک، وجود خشونت های سازمان یافته (مثل جنگ، جرم و جنایت)، مقبولیت خشونت در سطح جامعه و ارائه ی آن در رسانه ها، بها ندادن به کودکان، کم کردن ارزش آن ها در اذهان، و به طور کلی انواع نابرابری ها، مهم ترین عوامل اجتماعی ای هستند که خطر کودک آزاری را افزایش می دهند.
طبق قوانین ما اگر کسی، به استثنای والدین، یک کودک را مورد آزار جسمی یا بهره کشی جنسی قرار بدهد، مورد مجازات قرار می گیرد. این استثنا قایل شدن برای والدین، دست افراد مشکل دارِ خانواده را باز می گذارد تا کودک آزاری به شدت و قوت ادامه پیدا کند. البته با والدینی که کودک خود را آزار می دهند برخوردهای قانونی می شود اما گاهی کیفر و مجازات والدین کودک آزار با جرمی که مرتکب شده اند هم خوانی ندارد. به نظر می رسد لازم است روی این مسئله کارِ کارشناسی علمی انجام شود، چرا که بیش ترین موارد کودک آزاری در خانه و توسط والدین انجام می شود.
وجود دیدگاه مالکیتی نسبت به فرزندان، یکی دیگر از عوامل تسهیل کننده ی کودک آزاری است. به عنوان مثال اگر شما در خیابان به مادری که کودک خود را تنبیه بدنی می کند، تذکر بدهید یا اعتراض کنید، پاسخ می دهد که: «بچه ی خودم است و به شما ارتباطی ندارد.» دلیل چنین برخوردی شاید این باشد که در بعضی فرهنگ ها، به خصوص در فرهنگ شرقی، نسبت به کودکان دیدگاه مالکیتی وجود دارد. والدین احساس می کنند همان طور که صاحب کیف شان هستند، مالک خانه و وسایل شخصی شان هستند، مالک فرزند خود نیز هستند؛ در حالی که در بسیاری از جوامع، دیدگاه مالکیتی نسبت به کودکان وجود ندارد. هیچ کس به دلیل این که مادر یا پدر یک کودک است حق ندارد هر رفتاری که دلش می خواهد نسبت به او انجام بدهد؛ و بر اساس همین دیدگاه، در بسیاری از ممالک دنیا، متناسب با کنوانسیون حقوق کودک قوانین مجازاتی بسیار قوی ای وضع شده که تا حد زیادی مانع از آزار کودکان توسط والدین و سایر افراد می شود.
کشور ما هم در سال 1373 به کنوانسیون حقوق کودک پیوسته است. کشورهای امضا کننده ی کنوانسیون موظف هستند که قوانین خود را مطابق با مفاد کنوانسیون و در جهت حمایت از حقوق کودکان تنظیم کنند. امضا کنندگان باید هر چند سال یک بار گزارش پیشرفت خود در این زمینه را به سازمان ملل ارائه کنند.

منبع :http://www.tebyan-zn.ir/News-Article/blest_family/...

ارسال مطلب به هایپرکلابز

انتخاب كلوب :  
نوع مطلب :
ارسال مطلب