هیولایی ‌به نام ازدواج- هایپرکلابز

راحله ... 6 سال پیش
هیولایی ‌به نام ازدواج- هایپرکلابز هایپرکلابز :

چرا در سال‌های اخیر بسیاری از جوانان از ازدواج گریزان شده‌اند و از آن هراس دارند یا ترجیح می‌دهند دیگر به دنبال سیندرلای قصه‌ها و شاهزاده سوار بر اسب زندگی‌شان نباشند؟! یک مشاور خانواده نگاهی به ابعاد متفاوت این موضوع انداخته که خواندنش را توصیه می‌کنیم.
از ازدواج می‌ترسید؟ بی‌اعتماد شده‌اید و مدام نگران انتخابی اشتباهید؟ از چاله‌ پر نشدنی زندگی‌تان می‌نالید، بالا رفتن سن‌تان را بهانه می‌کنید، خانواده‌تان را مسبب تاخیر در ازدواج می‌دانید و گاه از ترس بدبخت نشدن به زندگی شکست خورده‌ها سرک می‌کشید و به بهانه عبرت گرفتن از آنها، ششدانگ حواستان را جمع می‌کنید یا از هرچه ازدواج و زندگی مشترک است به وحشت می‌افتید و بکلی قید ازدواج را می‌زنید؟ یا شاید برعکس خیلی از جوانان که نبود امکانات را بهانه ترس از ازدواج نکردنشان می‌دانند، شرایط مناسبی برای ازدواج دارید اما با این حال مدام از خواستگاری رفتن طفره می‌روید یا عذر هر خواستگاری را می‌خواهید!
براستی چرا در سال‌های اخیر بسیاری از جوانان از ازدواج گریزان شده و از آن هراس دارند و ترجیح می‌دهند دیگر به دنبال سیندرلای قصه‌ها و شاهزاده سوار بر اسب زندگی‌شان نباشند؟!
ترس از تصمیم‌گیری
ازدواج یکی از مهم‌ترین تصمیمات زندگی هر جوانی است و داشتن ترس و اضطراب از این انتخاب سرنوشت‌ساز کاملا طبیعی است. اغلب جوانان به این می‌اندیشند که مبادا ازدواج ناموفقی داشته باشند یا بعدها از ازدواج شان پشیمان شوند، از این می‌ترسند که شاید درباره طرف مقابل قضاوت درستی نداشته باشند و تصمیمی بگیرند که آینده‌شان را تباه کند، انتخاب احساسی داشته باشند و با گذر زمان متوجه انتخاب اشتباهشان شوند یا این که اختلاف سلیقه و ‌ تفاهم نداشتن برایشان مشکل‌ساز شود. اکثر جوانان می‌ترسند طرف مقابل‌شان آن کسی نباشد که می‌خواهند یا در هراسند که نتوانند بخوبی از عهده مسئولیت‌های زندگی و همسرداری برآیند. در بسیاری از موارد ترس از ازدواج به انتخاب صحیح محدود نمی‌شود و حتی اندکی گام فراتر نهاده و به بررسی تمام مسائل زندگی آینده از جمله تحقق نیافتن وعده‌های طرف مقابل، ناتوانی در رابطه مناسب با خانواده همسر، تربیت فرزندان، تامین آینده آنها و... تسری می‌یابد که افراط در این زمینه باعث می‌شود جوان برای قدم گذاشتن در این راه دچار تردید شده و از ازدواج بترسد.
باورها و مشکلات فردی و خانوادگی
نه‌تنها باورها و مشکلات فردی مانند مشاهده ناسازگاری والدین و تجربیات تلخ زندگی دیگر زوج‌ها، فقدان ثبات اقتصادی و رفاه، احساس ناتوانی در برآوردن توقعات بیش از حد خانواده‌ها، درگیری‌های عاطفی پیشین و ناتوانی در فراموش کردن خاطرات گذشته، ‌‌حمایت نکردن خانواده، ترس‌های درونی شده از ناکامی، ترس از خیانت، طلاق و... در نگرش افراد به ازدواج تاثیر منفی می‌گذارد بلکه برخی باورهای غلط خانوادگی مانند حساسیت بیش از حد در انتخاب همسر فرزند، ازدواج فرزندان به ترتیب سن، اصرار به ازدواج با فرد مورد نظر والدین و... نیز بر ترس جوانان از ازدواج افزوده و آنان را از این مساله فراری داده است.
بالا رفتن سن ازدواج
یکی از مهم‌ترین دلایل استرس و ترس از ازدواج، بالا رفتن سن ازدواج است. افراد در سنین بالا نه‌تنها از بلوغ فکری کامل‌تری بهره‌مند می‌شوند و از خواسته‌ها و نیازهای خود شناخت بهتری پیدا می‌کنند، بلکه با مشاهده خوشبختی و بدبختی اطرافیان و عبرت از آنان‌ سعی می‌کنند کمبودهای زندگی دیگران را در زندگی خود جبران نمایند و دقیقا به همین دلایل در چینش معیارهای انتخاب همسر‌ دچار تردید و وسواس بسیار شده و براحتی نمی‌توانند برای آینده خود تصمیم‌گیری کنند.
کمبود اعتمادبه‌نفس
افراد با اعتمادبه‌نفس پایین به این دلیل که خود را کمتر از دیگران می‌بینند و همیشه تصور می‌کنند نسبت به دیگران از ویژگی‌های مثبت کمتری برخوردارند، در انتخاب‌هایشان دچار هراس شده و نمی‌توانند بدرستی خواسته و نیازهای خود را در زندگی بشناسند و همسر مورد علاقه و مناسب خود را برگزینند. معمولا این افراد از ترس این که فرد مقابل، آنها را نپذیرد یا به دلایلی مانند مشکلات خانوادگی، تحصیلات، ضعف مالی و... به آنها جواب منفی دهد، دچار استرس شده و هرگز حاضر نمی‌شوند شانس خود را برای ازدواج امتحان کنند و موردهای پیشنهادی را محک بزنند.
ترس از عشق
با وجود تمام سرخوشی‌ها و سودمندی‌هایی که عشق دارد، باز برخی ‌افراد چه به دلیل تجربه‌های تلخ گذشته و چه به دلیل واهمه‌ای ذاتی، از نزدیک شدن به دیگران و پذیرفتن آنان در دنیای خصوصی‌شان ترس دارند. واقعیت این است که برقراری یک رابطه عمیق و صمیمی و به اشتراک گذاشتن زندگی با یک شریک همیشگی، تنها زمانی مقدور است که فرد به بلوغ عاطفی رسیده باشد و عشق نیزچیزی نیست جز این که کسی را عمیقا دوست داشته باشیم، او را از خودمان بدانیم و با او احساس نزدیکی کرده و وجودمان را با او یکی ببینیم. برخی از عشق واهمه دارند چون از غیرقابل کنترل بودن هیجاناتشان می‌ترسند، مثلا بی‌دلیل می‌گریند یا بیش از حد سرخوش می‌شوند، چیزی که آن را به ضعف درونی خود نسبت می‌دهند و در همه حال سعی می‌کنند درپوش محکمی‌ روی آن بگذارند تا مبادا آشکار شود. ترس از خودافشاگری و نگرانی از کشف ضعف‌های درونی، دلیل دیگری برای امتناع از نزدیک شدن به دیگری است. در رابطه‌های صمیمانه بر خلاف سایر روابط، ما به معنای واقعی خودافشاگری می‌کنیم و خود را آنچنان که هستیم به دیگری نشان می‌دهیم، دیگر جایی برای نقش بازی کردن و گذاشتن نقاب‌ها نیست، اطلاعات عمیق و خصوصی‌مان بر دیگری کاملا عیان و آشکار است، خودمان هستیم و خودمان به همراه تمام باورها، ترس‌ها، نگرانی‌ها و ضعف‌هایمان و ترس از طردشدن علتی دیگر است، چه بسا هیچ تضمینی نیست که احساس عاشقانه ما به دیگری، همان‌گونه که خواهانش هستیم از جانب دیگری به ما برگردانده شود یا برای همیشه ادامه یابد.
واهمه دیگر، ترس از دست دادن حریم خصوصی است، می‌ترسیم به اجبار تن به تغییر دهیم و همچون دیگری شده و‌ بی‌خیال تمایلات شخصی‌مان شویم، همه وقت و انرژی‌مان را وقف عشق کنیم و برای همیشه از کار و زندگی بازمانیم.
تمام این ترس‌ها ریشه در خطاهای شناختی و ‌ ‌آشنا نبودن به اصول یک رابطه سالم و صحیح دارد. آگاهی از مناسبت‌های صحیح ارتباطی، به رسمیت شناختن ترس‌ها و پرداختن به آنها (آموزش و درمان) می‌تواند نوید بخش رابطه‌های سالم و مفیدتر برای فرد باشد.
مجرد باش، موفق باش
برخی برداشت‌های غلط و افکار منفی راجع به زندگی مشترک چنان در ذهن جوانان رسوخ کرده که انگیزه ازدواج در آنان را از بین برده و برای همیشه از ازدواج منصرف‌شان کرده است. امروزه بسیاری از جوانان تجرد را عامل پیشرفت و آزادی خویش دانسته و ازدواج را چیزی جز محدود شدن و سلب آزادی فردی‌شان نمی‌دانند. آنان بر این باور اشتباهند که رشد اجتماعی، فرهنگی، تحصیلی و... فقط در سایه‌سار تجرد اتفاق می‌افتد و با تن دادن به ازدواج باید قید همه‌چیز را بزنند و فاتحه پیشرفت، استقلال و آزادی‌شان را برای همیشه بخوانند؛ از این رو ترجیح می‌دهند مجرد بمانند و به زندگی آزاد و بدون محدودیت و باید و نبایدها ادامه دهند. اگرچه برخی دیگر از جوانان از این سوی بام افتاده‌اند و به اشتباه گمان می‌کنند بعد از خودسازی و سیرو سلوک معنوی است که می‌توانند با اطمینان بیشتری برای ازدواج قدم بردارند، در‌حالی که این مسیر‌گاه باعث شود آنان هیچ گاه حاضر نشوند در قید و بند زندگی مشترک قرار گیرند.
رواج روشنفکری‌های انحرافی
روشنفکری عنصری قوی، تاثیرگذار و مساله‌ای طبیعی است که هرگز نمی‌توان با نگاه حقارت‌آمیز و انتقادی با آن روبه‌رو شد. روشنفکری تنها زمانی محکوم و منفور است که از آموزه‌های اخلاقی و انسانی فاصله بگیرد و افراد جامعه را با بحران مواجه کرده و اعضای آن را منحرف کند. متاسفانه امروزه شاهد روشنفکری‌های جدیدی در بحث ازدواج هستیم که اغلب در قالب رواج مدگرایی به بطن زندگی جوانان تزریق شده و به عنوان یک آفت، آنان را تهدید می‌کند. منظورمان مدهای روشنفکرانه‌ای است که اصولا منشاء غیراخلاقی دار‌د؛ مثلا برخی خانواده‌ها با دنبال کردن روشنفکری‌های جدید، چنان در برابر مسائل ارزشی خواستگار دخترشان یا مورد خواستگاری پسرشان موضع می‌گیرند که پایبندی به حداقل مسائل ارزشی یک جوان را نه‌تنها نوعی محدودیت و کوته‌نظری او تلقی می‌کنند، بلکه با تداعی افکار روشنفکرانه و بیان این‌که دوره این صحبت‌ها به پایان رسیده، سعی می‌کنند به اصول ارزشی او پشت‌پا زده و گاه حتی این اصول را فاقد امتیازی برای ازدواج فرزندشان در نظر می‌گیرند و این دقیقا دردی است که بسیاری از جوانان امروزی به آن مبتلایند و نمی‌دانند با آن چه کنند، می‌ترسند و تنها می‌مانند.
به بیان دیگر روشنفکری جدید اصول اخلاقی را مورد هدف قرار داده و برخی نیز فکر می‌کنند فرار از اصول ارزشی یعنی روشنفکری، آزادی محض و پیشرفته بودن.
پایبندی به ارزش‌ها نه‌تنها محدودکننده نیست، بلکه پناهگاه کانون خانواده و حفظ جوانان از فساد و فحشاست و افرادی که با ادبیات روشنفکرانه خود به جنگ ارزش‌های مقدس رفته‌اند نه‌تنها سنت نیکو و طبیعی ازدواج را خدشه‌دار کرده بلکه باعث شده‌اند جوانان از این سنت حسنه فاصله بگیرند یا از مسیر اصلی و درست خارج شده و به بیراهه بروند، به گونه‌ای که گاه با هیچ پندی نمی‌توان افکار به اصطلاح روشنفکرانه ولی در عین حال منحرف آنها را اصلاح نمود.
روابط عاطفی بی‌حد و مرز
برقراری رابطه عاطفی با جنس مخالف و خارج از عرف اگرچه در ظاهر خوب و ایده‌آل به نظر می‌رسد اما اثرات جبران‌ناپذیر آن می‌تواند زندگی آینده جوانان را تحت‌الشعاع قرار دهد؛ مثلا‌ هرچه تعداد روابط عاطفی پیش از ازدواج بیشتر باشد به همان نسبت تصمیم‌گیری برای انتخابی مهم و دائمی دشوارتر خواهد بود؛ چون فرد به خاطر تجربه افراد متعدد، دیگر اعتمادی به جنس مخالف نداشته و از ورود به رابطه‌ای پایدار می‌هراسد. معمولا در این روابط افراد بسیار آسوده‌خاطر هستند چرا که می‌دانند هیچ تعهد مکتوبی به فرد مقابل ندارند و اجباری برای حفظ ارتباط نیست و هر زمان که احساس کنند به ادامه رابطه تمایلی ندارند، می‌توانند آن را پایان دهند، این در حالی است که در ازدواج و عقد رسمی هرگز نمی‌توان به همین سادگی ارتباط را پایان داد، در نتیجه همین مساله ترس بر دل جوانان می‌اندازد و گاه باعث می‌شود برخی برای همیشه از ازدواج انصراف دهند.
شاید از دیدگاه جوان امروز برقراری روابط عاطفی متعدد، لذتبخش و نوعی تفریح است اما هرگز نمی‌توان منکر عاقبت تلخ آن در سال‌های بعد از جوانی شد، شک و تردید نسبت به جنس مخالف، ناامیدی از آینده و ازدواج و زندگی مشترک، بی‌میلی به پذیرش تعهد، خستگی و اشباع شدن از روابط عاطفی، احساس پسزدگی و حقارت، ترس از خیانت و وحشت از شکستی دیگر و اعتماد‌به‌نفس پایین کمترین بهای گزافی است که معمولا این افراد دقیقا زمانی که برای پایه‌گذاری زندگی مشترکشان هم دیر شده، خواهند پرداخت.
فراهم بودن زمینه روابط نامشروع
ارضای نیاز جنسی، یکی از اهداف اولیه و صد البته انگیزه‌ای قوی برای ازدواج محسوب می‌شود. متاسفانه در سال‌های اخیر، روابط آزاد و بدون چارچوب میان دختران و پسران یا زنان مطلقه و بیوه با پسران مجرد رواج یافته و همین عامل با فراهم آوردن امکان ارضای نیاز جنسی، نیازمندی به ازدواج و تمایل به تشکیل خانواده و از همه مهم‌تر انتخاب یک شریک مادام‌العمر را در جوانان کمرنگ‌تر کرده است. این فرهنگ غلط اما تزریق شده به جامعه، به گونه‌ای در اذهان برخی جوانان جا خوش کرده است که نه‌تنها روابط آزاد و نامشروع و تنوع‌طلبی جنسی را موجه و پسندیده جلوه داده بلکه امکان بهره‌گیری جنسی را از طریقی به غیر از ازدواج که مسئولیت چندانی نیز متوجه دختر و پسر نیست ، مناسب‌تر و ایده‌آل‌تر از ازدواج و تعهد وابسته به آن قلمداد می‌شود. باور به این اندیشه مغایر با آموزه‌های دینی و فطرت بشری است و‌ باعث افزایش سن

منبع :http://sara.jamejamonline.ir/NewsPreview/196461864...

ارسال مطلب به هایپرکلابز

انتخاب كلوب :  
نوع مطلب :
ارسال مطلب