طرز تهیه یک کوفته سبز , کوفته برنجی سبزی

طرز تهیه یک کوفته سبز , کوفته برنجی سبزی

مواد لازم برای کوفته برنجی سبزی : ٣٠٠ گرم گوشت چرخ کرده بدون چربی برنج نیم دانه یک بیمانه یک پیمانه شوید خشک نصف پیمانه تره خشک یا تازه و خورد شده کشک یک پیمانه نعنای خشک نصف پیمانه پیاز متوسط یک عدد نمک و زردچوبه فلفل و روغن به مقدار کافی طرز تهیه کوفته برنجی سبزی : ابتدا گوشت چرخ کرده و شوید و تره را با هم کمی ورز داده و نمک و زردچوبه به میزان لازم به مواد اضافه می کنیم ،در صورتی که چسبندگی لازم را نداشت می توان کمی با گوشتکوب ورز داده تا مواد کاملا بهم بچسبند. یک پیاز خورد شده را تفت داده زردچوبه و نعنا را اضافه می کنیم ،حدود دو لیتر اب اضافه می کنیم وقتی به جوش امد مواد کوفته را با دست گلوله کرده و داخل اب جوش می اندازیم . درب قابلمه را گذاشته اجازه می دهیم کوفته ها پخته شود ده دقیقه قبل از کشیدن غذا کمی از اب کوفته ها را داخل کشک ریخته آن را حل کرده و به بقیه آب کوفته ها اضافه می کنیم تا کاملا کوفته ها جا بیفتد.
ندا نظام ابادی 13 ساعت پیش
علت خشكی و خارش پوست در زمستان

علت خشكی و خارش پوست در زمستان

افرادی كه در مناطق سرد و خشك زندگی می‌كنند با مشكل خشكی و خارش پوست، در زمستان آشنا هستند. خشكی پوست، ناشی از كمبود آب موجود در پوست می‌باشد. با توجه به نكات زیرمی‌توانید از بروز این مشكل جلوگیری كنید: پوست را در آب ولرم قرار دهید. بسیاری از كتب و مجلات برای حفظ رطوبت پوست توصیه می‌كنند كه روزانه، حداقل 7 یا 8 لیوان آب بنوشید، ولی این مسئله صحت ندارد. بهترین راه نفوذ آب به درون پوست، قرار دادن ناحیه مورد نظر به مدت 15 دقیقه در آب ولرم و همچنین خودداری از استحمام مكرر و روزانه است. پوستتان را چرب نگه دارید بعد از هر بار استحمام، از مرطوب كننده‌های پوست استفاده كنید، چرا كه این مرطوب‌كننده‌ها، چربی طبیعی پوست را كه بر اثر استحمام از بین رفته است، جبران می‌كنند و از آنجایی كه چربی طبیعی پوست برای جلوگیری از تبخیر آب پوست ضروری است، بنابراین مرطوب كننده‌ها، سبب حفظ رطوبت پوست و جلوگیری از خشكی آن می‌شوند. زمان مصرف مرطوب كننده‌ها بلافاصله بعد از استحمام و خشك كردن بدن با حوله می‌باشد.هیچ مرطوب كننده‌ای نمی‌تواند با وازلین و پارافین برابری كند، چرا كه آنها هم ارزان هستند، و هم بسیار مؤثر.از روغن آفتاب‌گردان و روغن بادام نیز در صورت عدم حساسیت پوستی می‌توان استفاده كرد. این روغن ها موثر، مطمئن و نرم كننده هستند. در ضمن ارزان قیمت بوده و برای مبارزه با خشكی و خارش پوست در زمستان، بسیار مناسب هستند. از صابون گلیسیرینه استفاده كنید اغلب صابون‌ها دارای مواد قلیایی هستند كه این مواد قلیایی برای پوست‌های خشك، تحریك كننده است.
ندا نظام ابادی 13 ساعت پیش
مادیات چه نقشی در خوشبختي دارد ؟

مادیات چه نقشی در خوشبختي دارد ؟

برخی اعتقاد دارند که تنها عامل خوشبختی و سعادت آنها در گرو داشتن سرمایه ای زیاد و ثروت هنگفت است، چرا که آن وقت است که می توانند به یقین طعم زیبای خوشبختی و سعادت و شادمانی را درک کنند و بدون ثروت هرگز نمی توان انسان خوشبختی شد . خلاصه اینکه پول است که حلاّل تمام مشکلات و باز کننده تمام گره های کور زندگی هر فردی است . پول اولین گزینه ای است که احساس می‌شود خوشبختی در گرو آن است و هر چه پول بیشتر خوشبختی نیز تضمین شده‌تر به نظر می‌رسد، اما واقعا پول یعنی خوشبختی و نبودش یعنی بدبختی؟ مرتضی مشایخی، کارشناس ارشد روانشناسی در رابطه با ماهیت خوشبختی گفت: خوشبختی نه فقط یک احساس و نه یک منطق است،‌بلکه خوشبختی یک باور است و این خوشبختی از جنس شادی نیست بلکه از جنس رضایتمندی است. وی ادامه داد: پول،‌موفقیت و امکانات و . . . خوشبختی نیست، چون ممکن است فردی با داشتن همه اینها خوشبخت نباشد و یا وقتی با فردی که به ظاهر شاد است به صحبت بنشینید در لابلای درد و دل هایش متوجه جای خالی حس خوشبختی شوید و در کنار همه اینها شاید افرادی که در وضعیت خوبی نباشند پیدا شوند که واقعا احساس خوشبختی می‌کنند. مواد لازم برای تهیه خوشبختی پول خوشبختی نمی‌آورد، قناعت گنج بی‌پایان است و . . .، همه اینها درست، اما با تمام این صحبتها سخت می‌شود در ذهن جای داد که بدون پول و امکانات و . . . هم می‌توان بخت و اقبال خوشی داشت. سید بهنام الدین جامعی، کارشناس توانبخشی و فوق دکترای نورساینس با اشاره به نیازهایی که رفع آنها اغلب برای کسب حس خوشبختی ضروری به نظر می‌رسند، گفت: اینکه خوشبختی تنها یک باور و امری نسبی است درست، اما اغلب نیاز به یکسری ملزومات است تا زمینه برای پیدایش و رشد این باور فراهم شود، “مازلو‌” (پدر روانشناسی انسانگرا)، نیازهای افراد را در هرمی متشکل از پنج طبقه تقسیم کرده است که خوشبختی معمولا در نوک این هرم یافت می‌شود. خوشبختی تقسیم نشده، فقر بزرگ شده است همه ما هدف‌هایی را برای پیدا کردن خوشبختی، تعیین و تلاش می‌کنیم،‌ این هدف‌ها اغلب شامل: تحصیل، اشتغال، امکانات رفاهی و . . هستند و گاهی دست یافتن به این اهداف ارتباط تنگاتنگی با شرایط جامعه دارد. دکتر جامعی با اشاره به هرم مازلو، گفت: اولین بخش این هرم مربوط به مرتفع کردن نیازهای فیزیولوژیک (غذا، پوشاک، خواب و . . .) دومین بخش مرتبط با نیازهای امنیتی ( امنیت اجتماعی، امنیت شغلی،‌امنیت جانی و . . .) و سومین بخش تامین احساس تعلق( ارتباطات خانواده‌ها،‌عشق ورزی و محبت و . . .) که در اکثر این موارد، وجه مشترکی بین انسان و حیوان وجود دارد، اما در بخش چهارم که مربوط به (شکل‌گیری خود فرد) و بخش نهایی (خود تحقق یابی و رسیدن به اهداف) ، منحصر به انسانها است و به طور معمول هر فردی پس از رفع نیازهای مرحله اول تا سوم می‌تواند پا به مراحل بعدی گذاشته و به نوک هرم که تحقق اهداف و آرزوها است، دست یابد. وی با بیان اینکه رفع نیازها مراحل اول تا سوم با شرایط جامعه بسیار مرتبط است،‌افزود: در جامعه ای که مسائل اشتغال، تحصیل، امنیت و رفاه و . . . در شرایط و سطح خوبی باشد،‌گذشتن از مراحل ذکر شده و فتح قله هرم برای اکثر افراد جامعه عملی خواهد بود و در وصف خوشبختی جوامعی که فاقد این شرایط باشند تنها می‌توان گفت: خوشبختی تقسیم نشده، فقر بزرگ شده است. تفاوت خوشبختی در اقشار مختلف جامعه برای محاسبه مکان خوشبختی باید ببینیم در پله چندم نردبان خواسته ها ایستاده ایم و آنرا به علاوه یکی دو پله بالاتر کنیم که حاصل رضایتمندی به دست می آید. دکتر جامعی با بیان اینکه در اقشار مختلف جامعه از لحاظ اقتصادی تفاوت هایی در خواسته ها و معیارهای خوشبختی وجود دارد ، افزود : معمولا بین شرایط و خواسته هایی که در نظر اقشار ضعیف جامعه پسندیده و مورد هدف است با دیدگاه اقشار مرفه کاملا متفاوت و در واقع برعکس است ، یعنی به طور معمول شرایطی همچون : مسکن ، ماشین ، شغل ، و حتی شرایط همسر و… که از نظر مرفهین نامطلوب است ، برای اقشار ضعیف ، ایده آل و خواستنی است که برای بدست آوردنشان مدت ها برنامه ریزی و تلاش کرده اند. یک پژوهش جهانی درباره خوشبختی و شادمانی روی بیش از یکصد هزار نفر نشان داده است که بین احساس رضایت و میزان درآمد رابطه قابل ملاحظه‌ای وجود دارد، اما این ارتباط بین پول و شادی دیده نمی‌شود. در این پژوهش که با نمونه برداری از ۹۶ درصد جمعیت سیاره زمین انجام شده، معلوم شد، رضایت از زندگی با درآمد ملی و شخصی افزایش پیدا می‌کند، اما احساسات مثبتی مثل لذت بودن و خوشحالی و تفریح بیشتر با عوامل دیگری مثل احساس احترام، استقلال، داشتن دوستان و کار کردن در یک شغل تمام وقت در ارتباط است. خوشبختی در نیمه پر لیوان است گاهی با تمام داشتن‌ها، رضایت حاصل نمی‌شود و با دست یافتن به خواسته‌ها، بازهم طعم خوب خوشبختی،‌کام را شیرین نمی‌کند. کارشناس روانشناسی با اشاره به تاثیر مستقیم مثبت نگری در ایجاد حس خوشبختی، گفت: جدا از موقعیت فرد از جنبه‌های مختلف، نوع نگرش و طرز فکر با ایجاد احساسات مختلف در وجود فرد، ارتباط مستقیمی دارد، بر عکس منفی نگرها که با وجود تمام داشته‌های خود، چشم می‌دوزند به نیمه خالی لیوان، حتی اگر فقط یک سانتی متر از سرلیوان خواسته‌هایشان خالی باشد، معمولا افراد مثبت نگر توجه خود را به نقاط قوت و شادابی بخش معطوف می‌کنند و از خوشبختی که در نیمه پر لیوان قرار دارد بهره‌مند می‌شوند. خوشبختی در شرایط سخت هم وجود دارد؟ خوراکی‌های خوشمزه وقتی که سرمامی خوریم به نظر بی‌مزه می‌آیند و اشتهایمان کم می‌شود و این وضعیت،‌بی‌شباهت نیست به شرایطی که افراد افسرده در مقابل خوشیهای زندگی دچار آن می‌شوند و افراد مبتلا به مشکلات روحی و روانی لحظات خوب و شاد را احساس نمی‌کنند و نمی‌توانند به طور کامل از آنها استفاده کنند. مشایخی در این رابطه گفت: اغلب افراد بیمار تا زمانی که بهبودی خود را بدست نیاورده‌اند از شرایط خود راضی نیستند و این امر باعث عدم احساس خوشبختی در این افراد می‌شود،‌ به خصوص افرادی که دچار عوارض روحی و روانی هستند. وی ادامه داد: البته افرادی هم هستند که توانسته‌اند با وجود قرار گرفتن در شرایط سخت مانند: بیماری ها و نواقص جسمانی و . . .، تنها با بهره‌مندی از قدرت تفکر و مثبت اندیشی لحظات زندگی خود را با باور خوشبختی و رضایتمندی تلفیق کنند. عمری دویدن به دنبال خواسته‌ها و مقصدی به نام خوشبختی، ‌تقریبا کار همه انسانها است،‌اما معمولا خواسته‌های آدمی، هرگز نه پایان دارد و نه به طور صد در صد عملی می‌شوند، پس یادمان باشد در لحظه و مسیر زندگی کنیم و خود را از خوشبختی که در نیمه پر لیوان قرار دارد محروم نکنیم.
راحله مغربی 13 ساعت پیش
بازیگران ماهِ سینمای ایران

بازیگران ماهِ سینمای ایران

ماهنامه سینمایی "همشهری 24" در هر شماره به بررسی بازی شش بازیگر در فیلم های در حال اکران سینمای ایران و نقاط ضعف و قوت آنان می پردازد. این سری مطالب را به صورت ماهانه به شما مخاطبان سینمادوست "مجله اینترنتی برترین ها" تقدیم می نماییم. بهرام رادان در «حکایت عاشقی» عکاس زمان جنگ است که هنگام بمباران حلبچه به آنجا می رود. مشکل اساسی بازی بهرام رادان در این فیلم، خودآگاه بودنش نسبت به نقش است. او چیز زیادی را به ناخودآگاهش نمی سپارد، نمی گذارد که احساس نقش از درونش بجوشد و بیرون بیاید و حالتی بداهه پیدا کند. بازی رادان در «حکایت عاشقی» بیشتر شبیه آدمی است که می داند چطور پیچ و خم ها را طی کند، می داند چه وقت باید سرفه کند. چه وقت باید سرش را تکان دهد یا کج کند. برای همین هم احساسی ساخته نمی شود، چون برنامه ریزی برای بازی در آن دیده می شود. به همین دلیل هم مثلا سرفه اش بر اثر بمب شیمیایی شبیه سرفه یک بیمار سرماخورده است. هیچ دردی در او نمی پیچد و او را نمی گیرد و دنبال خودش نمی کشد و اینها یعنی باور چنین آدمی سخت است. پرویز پرستویی در «بوفالو» معروف است به بوفالو، که یک غواص درجه یک است. استراتژی بازی پرستویی در نقش مردان کم حرف مرموز یک جور است: اخم و گرفتگی چهره و ادای جملات با لحنی سرد. بعد که کمی شخصیت ها شناخته شدند نگاه خیره هم به آن اضافه می شود. قدرت بازی پرستویی در بیان است و نگاه (قبل تر بدن هم بدود که حالا کمتر از آن استفاده می کند). وقتی بیان اندک است همه چیز در نگاه خلاصه می شود، نگاهی که گاهی قدرت دارد، گاهی پر از تمناست، گاهی پرمهر است و گاه خشمگین. اما همه اینها وقتی معنا پیدا می کند که فیلم روی آن بایستد و برای آن ارزش قایل باشد. پرستویی در اینجا با نگاهش سعی می کند بخش عمده ای از احساس را منتقل کند. سعی می کند در مواجهه با زن داستان یا زن لال فیلم، شکل های متفاوتی از نگاه (و در مورد آخری بیان) را ارائه کند. اما لحن فیلم، کندی و بی هدف بودنش اجازه نمی دهد که شخصیت ها جان بگیرند با این حالت ها روی تماشاگر اثر بگذارند. شخصیت ها چیزی برای عرضه ندارند. بنابراین نگاه ها هم با همه تفاوتشان خالی اند از حس. بوفالوی این فیلم مرموز می ماند و در انتها حتی اهمیت نقش بر ما معلوم نمی شود. اجرا، بی هدف است چون در فیلمنامه فکری به حال شخصیت و حسش نشده است. هانیه توسلی در «شکاف» زنی است مردد. او نمی داند بچه دار شود یا نه. بازی زن عادی، از سخت ترین نقش های سینماست. زنی که هیچ ویژگی خاصی ندارد، نه عادت مشخصی، نه نشانه مشخصی، نه توانایی منحصر به فردی. این جور نقش ها معمولا در لحظه ای خاص خودشان را نشان می دهند، جایی که از این معمولی بودن دست می کشند و درون واقعی شان را نشان می دهند. هانیه توسلی در «شکاف» چنین زنی است: تردیدهای اول او را جدی نگیرید. مهم این است که در زمان فیلم، او تغییر می کند و انگار همه تردیدها همراه غم در او انباشته می شود. برای همین هم در انتها، چهره بشاش او دیده نمی شود. او تا پایان فیلم هارمونی بازی ها را حفظ می کند. از بازی پرحس و پرتحرک سحر دولتشاهی و بابک حمیدیان فاصله می گیرد و همان اندازه هم از آرامش و سکون پارسا پیروزفر دور می شود. او جایی می ایستد که بعدا، وقتی فیلم می خواهد به نتیجه برسد، حسش را نشان دهد. بازی او کنترل شده است و ساده، اما در آخر موثر می شود و تماشاگر را قانع می کند. سحر دولتشاهی در «شکاف» مادری است که بعد از طلاق، از بچه اش دور افتاده و فکر می کند شوهر سابقش نمی تواند از کودکشان نگهداری کند. نقش پرجنب و جوشی دارد؛ علاوه بر تحرک فیزیکی، از درون هم متلاطم است. اما بخش مهم این بازی در فوران این احساس خلاصه می شود. حالت او قبل از فاجعه کمی کنترل شده است اما آنجا هم می شود رد هیجان را دید. بعد از حادثه ناگوار، او شبیه به یک جانور درنده می شود که دیگر کسی جلودارش نیست. به سکانس دعوای او با پارسا پیروزفر نگاه کنید، یا به لحظه ای که در آغوش هانیه توسلی یک دفعه به یاد می آورد کودکش را دارد از دست می دهد. همه اینها با یک لحظه مکث (یکی- دو ثانیه) شروع می شود و بعد طغیان احساسات است که صحنه را می گیرد. انگار او دارد برای لحظه ای کل ماجرا را مرور می کند. چنین نقشی اساسش روی بروز احساسات و درگیر کردن تماشاگر خود صحنه است. مواجهه با حادثه روی تماشاگر اثر می گذارد و طبیعتا در این راه اغراق هم بی تاثیر نیست. دولتشاهی با بازی اش این مسیر را هموار می کند. بابک حمیدیان در «شکاف» نجات غریق است و یک لحظه غفلت، زندگی خودش و دوست صمیمی اش را بر باد می دهد.قرینه نقش سحر دولتشاهی است، پرجنب و جوش و پرتحرک. در اجرای حمیدیان بدن نقش مهمی دارد. در «چ» او سعی می کرد حرکاتش را پراغراق کند و مثلا با دست هایش بیشتر بازی کند، در «من دیه گو مارادونا هستم» او بدنش را جمع کرده بود و با قوز و فشردگی بازی می کرد، در «استراحت مطلق»، شانه های به هم نزدیک شده پیکر او را می ساخت. اما اینجا، او نیازمند ورزیدگی است (چون نجات غریق است)، بنابراین سعی می کند صاف و راست قامت راه برود. در عین حال حرکات تند و شتاب زده اش نشان از سرزندگی و توان بدنی بالایش دارد. او در تمام حرکات، این قدرت جسمانی را حفظ و شتاب را به آن اضافه کرده است؛ چه وقتی در خانه با همسرش حرف می زند چه در محل کارش و چه در بیمارستان. او قرینه دولتشاهی است با یک تفاوت، برخلاف او متمرکز نیست روی خودش، مدام دارد طول و عرض قاب را می پیماید و ریتم را تغییر می دهد. بازی حمیدیان در این فیلم، دست کم برای خود او یک تجربه تازه است. نازنین فراهانی در «موقت» دختر بزرگ خانواده است که باید برادر را از مهلکه نجات بدهد. بازی هماهنگ با فرم فیلم، اینجا معنا دارد. فرم فیلم پر از مکث و تأنی است و بازی های رئال در این قالب، انگار، برای به وجود آوردن تعلیق و استرسی است که کارگردان در اجرا از آن سر باز زده. با این حال بازی نازنین فراهانی درست در نقطه تعادل است. او تنش نقش را درونی کرده، دارد با فاصله با آن رو به رو می شود و واکنش هایش نه عصبی است نه پراغراق (همگام با فرم فیلم). حواسش هست که باید تماشاگر را درگیر کند اما این را با سکوت، نگاه و بی تحرکی نمایش می دهد. انگار می خواهد همه را قانع کند که کاری ازش بر نمی آید. با این حال، او دانای ماجراست. حواسش به همه روابط هست، می داند که باید راه حل را پیدا کند. بنابراین آرامشش را از دست نمی دهد. بازی خوددار، آرام و پرمکث فراهانی این نقش را دیدنی کرده است. فاطمه معتمد آریا در «بهمن» ققنوس سخت ترین نقش ها، آنهایی هستند که قرار است تب و تاب درونی شخصیت را بازگو کنند بدون آن که به طور مداوم در معرض کنش های بیرونی قرار بگیرند، نقش هایی متعلق به آدم های درون گرا که مشکلات شخصیت را جار نمی زنند و درد آنها ناشی از کشمکشی درونی است نه اتفاقات بیرونی، در بهمن، فاطمه معتمد آیا زن/ مادری است که انگار با یک تلنگر، وارد دنیای درونی اش می شود و وقتی شرایط، او را به تکرار و تحمل می کشاند، تغییر می کند. شخصیت، از یک فضای عادی و معمول شروع می کند، با یک حادثه ساده و استمرار آن، وارد درون خودش می شود و بعد، وقتی دارد زیر فشار اندوه و دغدغه له می شود برون ریزی می کند. بعد از آن انفجار است که «تصمیم»ها مهم می شود و «قدرت» تصمیم گیری ارزش می یابد. بازی معتمد آریا بر این اساس طراحی شده است. در بخش اول (که کوتاه است) او زن/ مادی معمولی است. در بخش دوم، زنی است که دارد خودش، زندگی اش، روابطش و داشته ها و نداشته هایش را ارزیابی می کند و در بخش سوم، عاصی از نتایج این ارزیابی، منفجر می شود. در بخش آخر هم که نوعی سکون ناشی از قدرت یافتن است باز به آرامش می رسد. در هر مرحله معتمد آریا یک جور نقش را بروز می دهد: در بخش اول، هیچ تاکیدی روی حرکات، نگاه ها و دیالوگ ها ندارد، در بخش دوم که بیشتر درون گراست، سکوت مهم می شود و نگاه ها اهمیت پیدا می کند. در اواخر این مرحله سعی می کند قدری عصبیت را هم وارد بازی کند تا در بخش سوم بتواند حالتی انفجاری به خود بگیرد. حالتی که هم می شود ناشی از شکست و ویرانی باشد و هم نوعی تهاجم، در آخر هم او دوباره به نوعی بازی بدون تاکید می رسد. با این تفاوت که حالا با اجرای کارگردان با مکث روی او، قدری کند هم به آن اضافه شده است. فاطمه معتمد آریا این مسیر پرتنش درونی را با دقت طراحی کرده و آن را ساخته است، بدون آنکه جلوه گری کند یا تماشاگر را وادار کند تا دنبال کنش های بیرون باشد. توانایی او انعکاس انگیزه های شخصیت است بدون آن که اغراق کند. هومن سیدی در «بوفالو» آنجا که نیست کارنامه هومن سیدی پر است از بازی در نقش آدم های ساده هپروتی که انگار در یک جهان دیگر سیر می کنند و زندگی شان خلاصه شده در لودگی و شوخی. توانایی او در ساخت شخصیت های بامزه عصبی که نسبت به همه چیز بی خیال اند حالا دارد به یک کلیشه تبدیل می شود و کم کم این نوع تیپ سازی به فیلم های سبک جریان اصلی هم رسیده است («در مدت معلوم» یکی از آنهاست). اما هر وقت هومن سیدی این جنس بازی را با نوعی تیزهوشی همراه می کند و گاه گاه رگه هایی از آن را وارد فاز بی خیالی و لودگی اش می کند، نتیجه چشم گیر می شود. او در «بوفالو» چنین شخصیتی است: پسری که سعی می کند قالتاق و هفت خط به نظر برسد (که نیست) و در عین حال خودش را نگران و دلواپس هم نشان ندهد (که هست). اما از همان اول در برابر عشقش رام شده و آرام دیده می شود. مهم تر از همه این که در تمام مدت حضورش در فیلم (که کمتر از سی دقیقه است) انرژی را به صحنه ها سرریز می کند. قادر است ریتم صحنه را تغییر دهد و با لحن بی تفاوت، طنزی را وارد سکانس کند تا تماشاگر غافلگیر شود. به آخرین سکانس حضور او نگاه کید: وقتی او در دریا شنا می کند، هنوز این حالت طنازی در او هست و اصلا همین حس بی خیالی، بی تاکیدی و بدون اغراقش است که تماشاگر را بعد از اتفاق سهگین دریا می ترساند. او انگار در حال شوخی است و تماشاگر «باور» دارد که او باز هم دارد سر به سرش می گذارد. اما کمی بعد، انگار، همه چیز تغییر می کند. حضور هومن سیدی آنجایی حس می شود که اصلا نیست! درست در سکانس هایی که یکنواختی بنیان آن است و هیچ انرژی ای در فضا جود ندارد. درواقع با رفتن او طنز، انرژی و توان فیلم افت می کند و کندی و رکود اثر را فرا می گیرد. به همین دلیل هم تماشاگر حضور او را فراموش نمی کند، نمی تواند آدمی را در مرز لودگی، عصبیت و شوخی از یاد ببرد و نگران سرنوشتش نباشد. خب این برای هر بازیگری یک دستاورد است، حتی اگر نقشش کوتاه باشد.
فاطمه مطلق 3 ساعت پیش
برتری تیم سیاه جامگان مقابل تیم گسترش فولاد

برتری تیم سیاه جامگان مقابل تیم گسترش فولاد

دیدار تیم‌های سیاه جامگان و گسترش فولاد از هفته نوزدهم لیگ برتر فوتبال از ساعت 14 و 30 دقیقه در مشهد آغاز شد که این مسابقه با برتری یک بر صفر سیاه جامگان به پایان رسید. بهروز افشار در دقیقه 58 تک گل بازی را به ثمر رساند. داور این مسابقه محمدحسین زاهدیفر بود که وی به علیرضا لطیفی کارت زرد نشان داد. سیاه جامگان با این برد 18 امتیازی شد و موقتا به رده سیزدهم صعود کرد و گسترش فولاد 25 امتیازی باقی ماند.
ندا نظام ابادی 13 ساعت پیش
ساخت ابزاری هوشمند برای کنترل نمک بدن

ساخت ابزاری هوشمند برای کنترل نمک بدن

حس چشایی یکی از پنج حس اصلی انسان است که نقش مهمی در حفظ سلامت ما دارد. انسان با حس چشایی می‌تواند علاوه بر شناسایی غذای فاسد، شوری یا شیرین بودن بیش از حد خوراکی‌ها و نوشیدنی‌ها را شناسایی کند، اما در این میان مشکلی وجود دارد و آن هم افزایش سن است. بسیاری از توانایی‌های جسمی و شناختی انسان در دوره سالمندی ضعیف می‌شود که حس چشایی نیز یکی از آنهاست. این امر در نهایت می‌تواند سلامت فرد سالمند را به خطر اندازد. افزون بر این، عادت به وعده‌های غذایی پرنمک یا شیرین نیز می‌تواند آستانه حساسیت فرد را به این سبک ناسالم تغذیه افزایش دهد. بتازگی یک تیم پژوهشی موفق به طراحی دستگاهی شده که قادر به شناسایی مقادیر بیشتر از استاندارد سدیم مصرفی موجود در نمک خوراکی و اعلام آن به کاربر است. نمونه اولیه این دستگاه که چند سال پیش طراحی و ساخته شد، یک قطعه کوچک بود که می‌توانست در دهان فرد یا درون دندان او قرار گیرد، اما این وسیله به علت اندازه بزرگ نسبت به محیط دهان، چندان کاربردی نبود. به همین علت تیمی از پژوهشگران در حوزه‌های مختلف الکترونیک و زیست‌فناوری کوشیدند تا حد امکان از ابعاد آن بکاهند. نتیجه این تلاش، دستگاهی شد که به مراتب جمع و جورتر از نمونه قبلی است.این دستگاه وزن و ابعاد بسیار کوچکی دارد و به صورت یک پوسته نازک (به قطر 200 نانومتر) روی کف دندان مصنوعی یا دهان فرد قرار می‌گیرد. همچنین شاید در آینده بتوان آن را با چسبی ویژه روی سقف دهان نیز قرار داد. این دستگاه با وجود اندازه کوچک خود، عملکرد دقیقی در اندازه‌گیری سدیم وارد شده به دهان دارد.شیوه کارکرد این ایمپلنت به این صورت است که میزان سدیم موجود در دهان به صورت آنی ارزیابی و سپس این داده‌ها به گوشی هوشمند ارسال می‌شود. نرم‌افزار ویژه این دستگاه به گونه‌ای است که به محض رسیدن سدیم مصرفی روزانه به حداکثر میزان مجاز، به کاربر در این باره هشدار می‌دهد. در این میان، این پژوهشگران امیدوارند در آینده بتوانند بر دامنه عملکرد این ایمپلنت بیفزایند. برای نمونه اگر بتوان از این دستگاه برای تشخیص میزان قند ورودی به دهان نیز استفاده کرد، شاید بتوان اقدامات موثرتری برای کنترل دیابت در افراد مبتلا انجام داد. این تیم پژوهشی در حال حاضر می‌کوشد حسگری برای تعیین pH مواد وارد شده در دهان طراحی کند.
ندا نظام ابادی 13 ساعت پیش

ارسال مطلب به هایپرکلابز

انتخاب كلوب :  
نوع مطلب :
ارسال مطلب