گفت و گوی بچه پلنگ و پدر قهرمانش- هایپرکلابز

آرین بیات 4 سال پیش
گفت و گوی بچه پلنگ و پدر قهرمانش- هایپرکلابز هایپرکلابز :

چنین گفت روزی پلنگی جوان / به بابا ((ای گنده قهرمان! / تو که در جهان این همه بوده ای / بزرگی و پیری و فرسوده ای / قوی شوکتی و پر از زور ناب / زمین می زنی در شکارت،دو گاب! / تو که بیشه را آبرو داده ای / بزرگی، عزیزی و آزاده ای / تو که گنده لاتی در این بیشه زار / کند رمبو از پیش چشمت فرار! / تو که زور آرنولد داری به دست / نه،آرنولد،پیش تو افتاده است / تو که قهرمانی، نه در فیلم ها / برای تو کوچک بود سینما / بروس لی ز دست تو بگریخته / همه،پشم و پیلی او ریخته / تویی قهرمان المپیک ها / رکورد خودت کرده ای جا به جا! / اگر شیر،سلطان،تو شاهنشهی / اگر ببر غران ، تو توفنده ای! / عقاب هوا پیش تو اردک است / شرک پیش تو غول،نه،کودک است / تو که این چنین گنده ای و بزرگ / رئیسی تو بر شیر و روباه و گرگ / کسی از خودت گنده تر دیده ای؟ / قوی پنجه تر، کله خر،دیده ای؟ / بگو در نبردی تو هم باختی؟ / تو پیش کسی لنگ انداختی؟)) / جوابش چنین گفت بابا پلنگ / که ((ای طفل هشیار.....اما مشنگ! / همه آنچه گفتی درست است و ناب / نبوده است حرف تو هرگز خراب / شده بیشه بنده،کل جهان / منم آنکه رستم بود پهلوان!! / ولی ای که تو با پدر همدمی / حواس تو پرت است گویا کمی / ندیدی مگر توی بیشه مرا / سری زیر باشد همیشه مرا! / ندیدی مگر ساکتک مثل موش / چو یک طفل مثبت،خجول و خموش؟ / ندیدی مگر مادرت،سرور است / برایم همی تاج و روی سر است؟ / ندیدی مگر زن ذلیلی من؟ / که من این چنینم،زیاد و خفن! / تو که دیده ای این کمالات من / همه ویژگی ها و حالات من / نگو دیگر از این سخن ها، پسر / نکن داغ من را از این بیشتر / اگر توی جنگل پلنگم،ولی / کنار زنم گربه ام ،بل بلی!!

منبع :http://hyperclubz.com
2 نفر این را می پسندند
مشاهده 0 دنبال کننده
در حال نمایش 3 دیدگاه از 3 دیدگاه
لیدا صیاد لیدا صیاد خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییی با حال بود.یدونه باشی
4 سال پیش
اكبر اسفندياري اكبر اسفندياري يعني بين حيوانات هم اين قانون رعايت ميشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟لايك
4 سال پیش
نیایش ن نیایش ن زیباااااااااااا
4 سال پیش
1 

ارسال مطلب به هایپرکلابز

انتخاب كلوب :  
نوع مطلب :
ارسال مطلب